قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

354

درة التاج ( فارسى )

كذا ، جه لفظ متحرّك باطلاق متناول اين جهار قسم باشذ جون حيوان ، و فلك ، و جسم ، در حال « 1 » حركت ، و جسمى كى متحرّك بوذه باشذ در حال سكون ، الّا آنك مقيد كنند بقيدى و اگر قيد اين باشد كى مادام كى متحرك است ، جسم در حال سكون ازو خارج افتد و شامل آن سه قسم ديگر بماند « 2 » . و نه آنك موصوف بجسم باشذ ، به جهت آنك در علوم بحث مىكنند از قضايائى كى موضوعات ايشان در ذكر عين ) موضوعات ايشان است بحقيقت جنانك كلّ انسان كذا ، و كلّ جسم كذا . نه به جهت لزوم تسلسل ، يا لزوم امكان تسلسل ، جنانك بعضى گفته‌اند . جه لزوم تسلسل و امكانش ممنوع است ، و اگر مسلّم است استحالتش ممنوع است ، جه در امور اعتبارى است ، بل كى بكلّ جيم آن مىخواهم كى هر واحدى كى جيم « 3 » بالفعل برو صادق باشذ خواه نفس جيم باشد جنانك در مهمله بمذهب شيخ ، و خواه حقيقت او حقيقت جيم بوذ ، و خواه موصوف بجيم بوذ بحسب ذهن - يا خارج ، وصفى دائم ، يا غير دائم ، هر جگونه كى اتّفاق افتد . و به با كى محمول است كلّى طبيعىّ مىخواهيم جنانك از بيش تقرير رفت - كى محمول حقيقىّ كى بحسب طبع محمول بوذ جنانك الإنسان حيوان - نه بحسب قول و لفظ جنانك هذا زيد بضرورت كلى طبيعى بوذ . بس معنى كلّ ج ب اين باشذ كى هر واحدى كى جيم بالفعل برو صادق است [ مفهوم با برو صادقست ] بيكى از وجوه جهات حمل كى بعد ازين بيان كنيد انشاء الله . و ببايد دانست كى فرق است ميان مفهوم لفظ از آن روى كى حاصل [ و ] بالفعل بوذ و ميان آنج حصول آن معنى درو به قوت باشذ مانند متحركى « 4 » كى بالفعل متحرك باشذ و اگر همه در يك وقت باشذ

--> ( 1 ) - در حالت - ط . ( 2 ) - بماند - ط . ( 3 ) - ج - ط . ( 4 ) - متحرك - م .